عنوان: یادگیری الکترونیکی و علم آموزش ، راهنمای عملی کاربران و طراحان یادگیری چندرسانه ای
تالیف: کولوین کلارک و ریچارد کایر
ترجمه: دکتر جواد حاتمی و کیومرث تقی پور
انتشارات: آوای نور
تعداد صفحات: ۴۲۳
سال چاپ: ۱۳۹۳

کتاب یادگیری الکترونیکی و علم آموزش، کتابی کاربردی و مفصل در زمینه اصول طراحی چندرسانه ای ها است. این کتاب تخصصی را به عزیزانی که در زمینه طراحی چندرسانه ای فعالیت می کنند توصیه می کنم.

 

خلاصه فهرست کتاب:

فصل۱: یادگیری الکترونیکی: انتظارات و چالش ها
فصل۲: افراد چگونه از دوره های الکترونیکی یاد می گیرند؟
فصل۳: فعالبت مبتنی بر شواهد
فصل۴: رعایت اصل چندرسانه ای : استفاده از کلمات و تصاویر بیش از کلمات به تنهایی
فصل۵: رعایت اصل مجاورت: تنظیم کلمات با تصاویر مربوط به آن
فصل ۶: رعایت اصل چندحسی: ارائه کلمات به صورت گفتاری بیش از نوشتاری
فصل۷: رعایت اصل حشو: تصاویر را با ارائه کلمات در هر دو حالت نوشتاری و گفتاری شرح ندهید.
فصل ۸:رعایت اصل انسجام: مواد اضافی می تواند یادگیری را مختل سازد.
فصل ۹: رعایت اصل شخصی سازی
فصل ۱۰: کاربرد اصول تقطیع و پیش آموزش
فصل ۱۱: تاثیر استفاده از مثال ها در یادگیری الکترونیکی
فصل ۱۲: آیا تمرین یادگیری را کامل میسازد؟
فصل ۱۳: یادگیری همیارانه در محیط الکترونیکی
فصل ۱۴: چه کسی در کنترل است؟ رهمون هایی برای هدایت یادگیری الکترونیکی
فصل ۱۵: یادگیری الکترونیکی با هدف ایجاد مهارت های تفکر
فصل ۱۶: شبیه سازی ها و بازی ها در یادگیری الکترونیکی
فصل ۱۷: کاربرد رهنمون ها

 

بخش هایی از کتاب:

از رسانه سبک – لاس وگاس توام با بازی و خوش گذرانی های بیش از حد تا نمایش متن پشت سر هم روی صفحه نمایشگر، بسیاری از دوره های یادگیری الکترونیکی فرایند های شناختی انسان را نادیده می گیرند که در نتیجه آن یادگیری مطلوب شکل نمی گیرد.
در نگارش این کتاب، ما از طریق دو فرض اساسی هدایت شده ایم: طراحی دوره های یادگیری الکترونیکی باید بر اساس (۱) نظریه شناختی درباره چگونگی یادگیری افراد. (۲) نتایج پژوهش های علمی معتبر در رابطه با یادگیری، انجام شود. به عبارت دیگر دوره های یادگیری الکترونیکی باید بر اساس چگونگی یادگیری ذهن یادگیرندگان و شواهد تجربی در خصوص ویژگی های یادگیری الکترونیکی ای که یادگیری را بهتر ارتقا می دهد ساخته شود. (ص۳۹)

روش های مدریت ظرفیت محدود در حافظه فعال
حافظه فعال باید برای مرور ذهنی اطلاعات جدید گنجانده شده در هر درس آزاد باشد. زمانی که گنجایش محدود حافظه فعال پر می شود پردازش ناکارآمد شده و لذا یادگیری کند شده و با شکست مواجه می شود. برای مثال، برای اکثر ما ضرب ذهنی اعدادی مثل ۹۶۸ در ۸۹ کار بسیار دشواری است. دلیل آن این است که مجبوریم محصولات میانی محاسبه مان را در حافظه فعال ذخیره کنیم و به ضرب اعداد تا رسیدن به حاصل ضرب نهایی در پردازشگر حافظه فعال ادامه دهیم. حفظ و نگهداری مقادیری از اطلاعات اثربخش در یک زمان برای حافظه فعال دشوار است.
بنابراین روش های آموزشی که بر حافظه فعال بار اضافی تحمیل می کنند یادگیری را دشوار می سازند. بارشناختی، باری است که در نتیجه حفظ و نگهداری اطلاعات ورودی به حافظه فعال در کنار سایر اطلاعات آماده پردازش در حافظه اتفاق می افتد.
روش هایی که بارشناختی را کاهش می دهند، یادگیری را از طریق آزاد ساختن ظرفیت حافظه تسریع می سازد. در ده سال گذشته روش های زیادی به منظور کاهش بارشناختی در مواد آموزشی به وجود آمده است برای مثال اصل انسجام که در فصل ۸ آمده است نشان می دهد که بهترین نتایج یادگیری زمانی تحقق می یابد که دروس الکترونیکی تصاویر پیچیده و نامرتبط را حذف کند و به حداقل رساند، صداهای محیطی و موسیقی پیش زمینه آن حدف شود و متن چاپی آن موجز و خلاصه وار باشد. به عبارت دیگر، مفید و مختصر باشد.
دلیل آن این است که با کاربست رویکرد حداقل گرایانه که از تحمیل بار اضافی به حافظه فعال اجتناب می ورزد، ظرفیت بیشتری برای فرآیندهای مرور ذهنی اختصاص می یابد که به تحقق یادگیری می انجامد.(ص۴۹)

روش های تلفیق
حافظه فعال، کلمات و تصاویر در یک درس را در یک ساختار منسجم تلفیق می کند و همچنین این اطلاعات را با دانش موجود در حافظه بلند مدت تلفیق می نماید. دروسی که اطلاعات کلامی و دیداری را با هم و یکجا به جای مجزا از هم ارائه می کنند عمل تلفیق را تسهیل می سازد. در فصل پنجم نیز رعایت اصل مجاورت در آموزش مطرح شده است که تاکید آن بر ارائه تصاویر و کلمات در کنار هم در یک صفحه نمایش است. چنانچه کلمات و تصاویر در یک ساختار منسجم در حافظه فعال تلفیق شده اند باید این اطلاعات با ساختار دانش موجود در حافظه بلند مدت بیشتر تلفیق شوند. این امر مستلزم این است که پردازش فعالانه ای در حافظه فعال صورت گیرد.

 

امیدوارم این کتاب را تهیه کنید و از مطالعه آن لذت ببرید.